تبليغاتX
هدیه یی به خودم

هدیه یی به خودم

روزمرگی های خوردنی - رژیم - ورزش

سلام . می دونم که خیلی زشته تا اومدم بنویسم سلام  و بعدش زودی بنویسم خسته ام. راستش متفورمین و بقیه داروهام رو طبق نظر دکتر خوردم. حدود ۴۰ روز دارو داشتم . در این ۴۰ روز با روزی ۴۰ دقیقه پیاده روی و ۱۰ دقیقه دویدن ( گاهی هم بیشتر ) و انجام حرکات شکمی و کششی و هر نوع تحرکی که فکرش رو بکنین باز ۲ کیلو اضافه شده ام.  دکتر گفته ورزش رو کاملا قطع کنم و ماکسیمم روزی ۳۰ دقیقه آروم پیاده روی کنم. توصیه شده برای ۳ ماه یا بیشتر مرخصی بگیرم و از محیط های پر اضطراب و ... دوری کنم. این ترم واحد نگرفتم . بچه ها رو نمی بینم . دلم براشون تنگ می شه . یکی از دوستهام سگ کوچولوش رو آورده گذاشته پیش من که سرم رو گرم کنه . کتاب می خونم. روی دو تا مقاله کار می کنم. حوصله ی اینترنت رو ندارم. ششم عید عروسی دعوت ام ! با این هیکل ! از اینکه به همه توضیح بدم که مریض ام خسته شدم. نگین خوب توضیح نده که نمی شه . قرار شده دو هفته یه بار خودم رو وزن کنم.

همین ....هیچ خبر دیگه یی نیست .....من سرم رو با این هاپوی کوچولو گرم می کنم . باهاش بازی می کنم. می برمش بیرون روزی یه بار - و سعی می کنم خسته گی و بی حوصله گی رو از خودم دور کنم.

دوستتون دارم .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 12:32  توسط تیتان   | 

امروز درست ۲ هفته است که روی ترازو نرفته ام . دلم می خواد برم ببینم چی شده . ۱۰ روزه قرص می خورم.

یک هفته ( یعنی از شنبه ) نمی تونم ورزش کنم . متاسفانه باید برم سفر کاری .

برگشتنی حتما سعی می کنم جبران کنم .

پ.ن :

امروز تولد ام است . دلم خیلی گرفته . امسال حس و حال تولد گرفتن هم نداشتم حتی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 18:29  توسط تیتان   | 

نتيجه ها اومد . خيلي واضح نبود. خيلي دقيق نبود . سونوگرافي چهارم رو هم انجام دادم . معلوم شد كه قطعا مشكل به متخصص زنان مربوط نمي شه . خوشحالم. از سر و كله زدن با اين قشر خاص بدم مي آد.

بعد از اينهمه مدت بهم دارم دادن. همينطور ويتامين E كه هر روز بايد بخورم .

از فردا با روحيه ي بهتري قراره ورزش كنم. راستش رو بخوايد سه شنبه قراره يكي از دوستام بياد پيشم. يه سگ خوشگل و ملوس داره . نمي دونم چرا از اينكه سگه رو داره همراهش مي آره اينقدر خوشحالم.  خوبيش اينه كه مي خواد دو ماه بمونه و احتمالن سگه مي مونه پيش من.

خيلي مسخره است .دكترم زنگ زده بود . گفت خوشحالي . گفتم اينجوري شده . گفت خيلي خوبه . يه مدت حواست از وزنت و مسائل مربوط بهش پرت مي شه و اين عاليه .

خبر بد هم اينكه عيد عقد يكي از بستگانه . برام انرژي مثبت بفرستين . اگه ممكنه . نمي خوام با اين هيكل برم  عقد . نگرانم. چيزي به عيد نمونده .

ممنونم از همه . به خاطر راهنمايي هايي كه كردين . به خاطر مهربوني هاتون . سعي مي كنم از فردا دوباره همه چيز رو مرتب بنويسم .


+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 23:26  توسط تیتان   | 

مدت زیادیه دل و دماغ آپدیت کردن اینجا رو  ندارم.

نتیجه آزمایش هام نصفه نیمه اومده . دکتر هنوز هیچ کاری نکرده .

در آزمایش سوم پرولاکتین دوباره بالا بود. TSH هنوز پایینه . و t4  هم چسبیده به سقف ! یعنی نسبتا بالاست . باید برم ام آر ای . حوصله ندارم . ورزش می کنم کماکان.  بی هیچ نتیجه یی .

دکتر می گه کم کاری تیروئید می تونه اختلال در پرولاکتین بوجود بیاره . از طرفی پرکاری پرولاکتین می تونه کم کاری تیروئید داشته باشه . شده مرغ و تخم مرغ ! معلوم نیست کی باعث کی شده.

فعلا همین . دو روز دیگه نتیجه نهایی آزمایش هام می آد . نمی دونم بقیه ی هورمونهام در چه وضعی ان .

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 12:55  توسط تیتان   | 

برگشتم . خسته و مریض . جایی که رفته بودم هوا خیلی خیلی سرد بود. بارون می بارید و من گاهی مجبور بودم ساعت ها زیر بارون بمونم.

هنوز نرفته ام روی ترازو . یک عالمه آنتی بیوتیک زده ام. ۸ تا آمپول .هنوز خوب نیستم. تا فردا استراحت مطلق ام .

گزارش هام روی کاغذه و الان حسش نیست اینجا پیاده اش کنم.

جواب آزمایش های نهایی ام ۲۱ آماده می شه. یه کمی نگرانم

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 10:18  توسط تیتان   | 

یک سفر کاری می روم. احتمالا یک هفته نیستم و باید گزارش هام رو روی کاغذ بنویسم

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 11:56  توسط تیتان   | 

رفتم دکتر . اون هم گفت باید صبر کنی . گفت الانه نه اشتباه می خوری نه زیاد نه نامناسب. منتظر نتایج آزمایش  بعدی و همینطور سونوگرافی باید بمونم.

ورزشم رو یه قدری کمتر کردم. دیشب بعد از اینهمه تاخیر پریود شدم. با درد و درد و درد . الانه به زور نشستم. فکر می کنم دراز بکشم بهتره ....

این برنامه تردمیل رو یکی از دوستان برام ایمیل کرده . می گذارمش اینجا که گم و گور نشه تا بعدبهش برسم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 8:35  توسط تیتان   | 

یک شنبه : ۲۰ دقیقه دوچرخه

دو شنبه :۳۰ دقیقه ایروبیک + ۳۰ دقیقه پیاده روی

سه شنبه :هیچ چی .

چهارشنبه : هنوز هیچ چی .

پ.ن :

فکر می کنم بدنم خیلی خسته است . انگار کلی کتک خورده باشم .... دلم حسابی گرفته . سعی می کنم اگه شد یه قدری از تنبلی های این هفته رو جبران کنم

بعد از ظهر وقت دکتر تغذیه دارم ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 18:15  توسط تیتان   | 

دوچرخه :۲۰ دقیقه

نرسیدم پیاده روی کنم . سعی می کنم تا آخر هفته جبرانش کنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 9:47  توسط تیتان   | 

روز پنج شنبه رو استراحت کردم.

روز جمعه رو هم قراره استراحت کنم.

دکتر سارای عزیزم کجایی ؟ بدو بیا که هم اکنون نیازمند یاری سبزت هستم.

بچه های تردمیلی کجایید ؟ علی مونده و حوضش ؟ من دیگه دارم از پا درمی آم هااابیاین تشویق کنین خوب.

از شنبه دوباره سعی می کنم با انرژی شروع کنم. ورزش حس خیلی خوبی بهم می ده.

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 10:38  توسط تیتان   |